لول آپ آپدیت شد - تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 0:06
اصلا درکش نمیکنم دیگه کم کم دارم باهاش به بن بست میخورم آخه لنتی.. تو هنوز از اون موقع تا الان نیومدی دو کلمه باهام در موردش حرف بزنی
لایف بای د مون - تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 0:06
جدا نمیدونم مشکل از منه یا بقیه.. بجون خرسم نمیفهمم چرا ملت قبول نمیکنن اشتباهشونو چرا پای حرفاشون وا نمیستن چرا هم خدا رو میخوان هم خرما؟؟!!!! ودفففففف
هیل - تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 0:06
حتا نمیشه تصورشم کرد که چقدر آزار دهنده بوده و من چقد به خودم و خودت ظلم کردم ولی این دیگه آخرشه... و من واقعا نمی تونم کاری برات بکنم ببخش!
محض رضای خدا - تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 0:06
بسم الله الرحمن الرحیم میدونین اولش منم خوشحال بودم از اینکه همه چی تموم شد از اینکه چیزی رو که میخاستم دارم ولی از وقتی سپیده گف میخواد بره یهو ترسیم اصن هرچی حس بد بود که من نادیدشون میگرفتم تالان، یهو همشون اومدن جلو چشام من نمیدونم چه دعایی بخونم .. چه نذری بگیرم که تو پسش نزنی خدا ! که این یه ب...
لایف گوز آن فرای دی - تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 0:06
بیشتر از یه سال طول کشید..یونو؟ اتفاقا تو اولین دیدار بعد از حادثه خیلیم خوب تونستم کنترل کنم فضا رو فقد یکم فقد یکم یه جوری بود باید بیشتر حرف بزنم .. ولی خیلی سخته! تازه من هنوزم هدف اون یکیرو نمیدو
اکت لایک عه لِیدی - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 17:06
جدا افتخار میکنم که استوریاشو نمیفهمم حالا موضو اینه که من بشینم درس بخونم شماهام بشینید کاراتونو بکنید انقد تنبلی نکنید. بعدم اینکه عیدتون مبارک بعدم اینکه میخوام برم بیرون☹️
Please sleep - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 17:06
آقا من الان میشه بیست ساعت که نخابیدم خیلی عجیبه چرا خابم نمیبره ☹️ اولین باره تو زندگیم که انقد بیدارم نمیرم اقا
هنوز ده روز مونده یه سال شه - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 17:06
یادش بخیر پارسال بعد کنکور من شبا میزدیم بیرون همینجور علافی طی میکردیم تو بلوارا.. بعدم میرفتیم تاااا اون پارکه که قراررررر بود مثلا بریم والیبال بازی کنیم که هیچوختم نرفتیم.. میرفتیم از شهرما آبمیوه میگرفتیم میخوردیم باز برمیگشتیم کلا همین جور دور میزدیم میرفتیم تااا خونه مامان یزرگم بعد از اونور ...
نه ک نیستی - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 17:06
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
شما به من بگو چرا زندگی کردن تو حاشیه افتاده - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 17:06
کاش یاد بگیریم زندگیِ بقیه به ما ربطی نداره.. ینی.. کاش یاد بگیریم فضولی زندگی بقیه رو نکنیم.. کاش یاد بگیریم وقتی کسی نبود راجبش نظر ندیم کاش یاد بگیریم دورهم جمع شدیم فقط درمورد خودمون حق قضاوت دا
Orange taeyang - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 17:06
از زاویه عکاسی و عکس گرفتن و اینا میشه فهمید رفته تو حلق اوشون نشسته و اوشونم ملوم نیس که بالاخره اون طرف یا ایشون؟! :/والا! به هر حال دیگه برام مهم نیست گفتم عکس.. من چرااااااا انقد تو اون عکسای کوف
سی یو لِیتِر مِیبی نِوِر - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 17:06
آقااا یه قسمتی از یه آهنگه بود هروقت به اون پارته می رسید من حس میگرفتمو کلا نزدیک بود گریم بگیره و مثلا یاد بدبختیام میفتادم الان معنیشو خوندم میگه طرفو انداختم تو سطل آشغال بری دیگه برنگردی سی یو لیتر آخه خب خواننده هه ام خیلی حس میگرف وقتی این تیکه رو میخوند من چیکار کنم u200d♀️
مدیریت تشدید میشود - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 17:06
وای بچه ها حواسم نبود رسالت موز ام رو پاک کردم ایشالاک خوندینش دیگه؟!! بالاخره فرداااااا محمدمهدیو میبینم یا نه؟؟؟؟ خدا کنه بریم خونشون منم باخودشون ببرن من خدافظی ام کرده بودما راستی
نو تاک نِوِر اِوِر - تاریخ: 1399/3/18 ساعت: 17:06
بجون خودم فردا نبینمش میرم تو کار طلسم و موکل و اینا
بارش بادمجان :| - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 2:10
واحد بالاییمون یک بچه زیر 5-6 سال داره که میدونیم خودش نمیتونه بفهمه که انقد سروصدا نکنه.. مامان بابا که داره..:| چرا نمیفهمن که خیر سرشون طبقه اول سکونت نمیکنن؟!! از این به بعد بچه خوبی میشم از این به بعد هرکاری که خجالت میکشیدم که نکنمشونم رو هم میکنم. همم کامنتای اینجا رو باز میکنم.. همم میرم آدر...
بیست سالگی خود را چگونه گذراندید - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 2:10
سال ۹۸ اینجوری بود سال نو مبارکککک ( همه جا سیل اومده ) صبح بخیر ( زلزله شد )صبح بخیر ( کیروش رفت )صبح بخیر ( مشایخی رفت )صبح بخیر ( بهنام صفوی هم رفت )صبح بخیر ( نجفی زنش رو کشت )صبح بخیر ( دختر
هپی نیو یر - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 2:10
سال نو مبآرک .. یوهووووو بشه که این کرونای منحوسِ لنتی:| تموم شه زنده بمونیم و زندگیمون به روال عادی برگرده..اگه بشه پر از شادی و خوشحالی ام بشه.. برا همتون آرزو میکنم به همه خواسته هاتون امسال برسید و اینکه بیاین گذشت کنیم و بی نهایت خوبی! ماچ به کلتون
میدونین واقعیت اون چیزی که فک میکنین نیست؟ - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 2:10
واقعا چطوری تونستم همچین احساساتی داشته باشم؟ جدا یکی بیاد و کمکم کنه این حسو نابود کنم همین دقیقا میتونه نقطه ضعف یه دختر حساب بشه.. خیال پردازی.. :| +راستی امروز تولد مامانم بود.. تولدت مبارک ماما
وی دوباره دور برگردان میزند - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 2:10
+چرا دیگه این بلاگ لنتی آمارو وا نمیکنه؟ +بچه ها تبریک بگین دارم ازش میکشم بیرونبرا همون رفتم دوباره آدرس نوشتم +و اینکه یکی خیلی وقته اومده مشهد بنظرم هنوزم هس ولی اصن نمیخاد با من ارتباط برقرار کنه! آخه چرا؟ من واقعا هیچوخ نمیفهمم و نفهمیدم چرا! خاک توسرت خر خب دلم برات تنگ شدهu200d♀️
این آدمای دیوانهِ تازه به دوران رسیدهِ ژیگولی - تاریخ: 1399/2/6 ساعت: 2:10
آقا یه چن روزی بود عصاب اصلا نداشتم..اصن هیچی... بعد این وسط اوناییکه اخلاقِ رو عصاب بودن، داشتن، خیلی رو عصابم بودن و منم همشونو زدم داغون کردم..در حالت عادی میتونستم در برابر بی اخلاق بودنشون سکوت ک

برچسب‌های مرتبط

امروز چندمه | امروز تولدمه | امروز نما | امروز چندم شهریوره | امروز مستیم ای پدر | امروز از هم گسستم | امروزی ها | امروز فیلم | امروز آنلاین | هه لی کار